مهارتهای مدیریتی: تعریف و مثالها | گروه کسب و کار ویژن
Brook Preloader
021-91559572 خط ویژه

مهارتهای مدیریتی: تعریف و مثالها

مهارتهای مدیریتی: تعریف و مثالها

همانطور که در حرفه خود پیشرفت می کنید ، تجربه کسب می کنید و مجموعه مهارت های حرفه ای خود را گسترش می دهید ، ممکن است سمت مدیریتی را بپذیرید. نقش های مدیریتی اغلب شامل مسئولیت مدیریت پروژه ها ، هدایت تیمی از افراد یا ترکیبی از هر دو است.

وقتی کارفرمایی شما را برای سمت مدیریتی ارتقا می دهد یا استخدام می کند ، به شما اعتماد دارد که می توانید تصمیمات مهمی بگیرید و به ساخت و اجرای برنامه هایی کمک کنید که بر نتایج شرکت تأثیر می گذارد. ایجاد مجموعه ای از مهارت های مدیریتی می تواند در موفقیت در این مسئولیت ها به شما کمک کند.

این که شما برای نقش های رهبری آینده آماده می شوید یا یک مدیر هستید که به دنبال رشد و بهبود توانایی های خود هستید ، اطلاعات ، نکات و مثالهای زیر از مهارت های مدیریتی به شما کمک می نماید.

مهارت های مدیریتی چیست؟

دو مهارت وجود دارد که شما باید در حرفه خود سرآمد باشید: مهارت سخت و مهارت نرم. برای اینکه یک مدیر موفق باشید ، باید هر دو را توسعه دهید.

مهارت های سخت توانایی های فنی و قابل یادگیری است که از طریق تحصیل، آموزش و تجربه شغلی یاد می گیرید. به عنوان مثال ، اگر مهندس نرم افزار هستید ، یکی از مهارت های سخت شما مهارت در زبان های برنامه نویسی است. به عنوان یک مدیر ، توسعه این توانایی ها مهم است تا بتوانید دیگران را به طور موثردر تقویت مهارت های مشابه هدایت کنید.

از طرف دیگر ، مهارت های نرم در هر نقش یا صنعتی قابل استفاده است و اغلب حتی از مهارت های فنی برای مدیریت مهم ترند. به طور کلی ، مهارت های نرم با گذشت زمان با مدیریت مسئولیت های شما و تعامل با دیگران ایجاد می شود. حل مسئله ، مدیریت زمان و ارتباط کلامی هم از نمونه مهارتهای مهم نرم هستند.

در حالی که مهارتهای سخت هنگام انجام وظایف خاص مهم هستند ، مهارتهای نرم هنگام هدایت افراد ، نظارت بر پروژه ها و تصمیم گیری آگاهانه ضروری است.

مهارت های کلیدی مدیریت

موثرترین مهارت های مدیریتی را که باید توسعه دهید ، صرف نظر از بخش یا صنعت خود ، می توانید در پنج دسته اصلی دسته بندی کنید:

  1. رهبری (Leadership)
  2. برنامه ریزی (Planning)
  3. استراتژی (Strategy)
  4. ارتباطات (Communication)
  5. سازمان (Organization)

در اینجا تفکیک هر دسته با چندین مثال آورده شده است.

  1. رهبری

به عنوان یک مدیر ، شما احتمالاً مسئولیت نظارت بر کار دیگران و ایجاد انگیزه در یک تیم برای رسیدن به یک هدف مشترک را خواهید داشت. همچنین ممکن است شما مسئول هدایت جلسات ، تعیین میزان کار و پشتیبانی همکاری بین تیم ها و ادارات باشید. مهارت های رهبری کاملاً پیشرفته به شما کمک می کند تا وظایف را هماهنگ کرده و همه طرفین را به اطمینان از پایان کار طبق برنامه و ارائه به موقع آنها راهنمایی کنید.

اینها همچنین مهارتهایی هستند که شما برای اداره کافی وظایف رهبری مانند ارزیابی کارمندان و توسعه حرفه ای به آنها نیاز خواهید داشت.

مثالهای مهارتهای رهبری:

  • قاطعیت (Decisiveness)
  • تیم سازی (Team building)
  • یکدلی (Empathy)
  • قابل اعتماد بودن (Dependability)
  • انتقاد سازنده (Constructive criticism)
  • تفویض وظایف (Delegating tasks)
  • توانمند سازی(Empowerment)
  • یکپارچگی (Integrity)
  • راهنمایی (Mentoring)
  • ایجاد انگیزه در دیگران (Motivating others)
  • بردباری (Patience)
  • مدیریت روابط (Relationship management)
  1. برنامه ریزی

خواه در حال مدیریت افراد ، پروژه ها یا ترکیبی از این دو باشید ، توانایی تهیه چشم انداز برای آینده و راه حل های استراتژیک برای مدیریت خوب ضروری است. مهارت های برنامه ریزی هنگام تعیین اهداف و تعیین کارآمدترین مسیر برای دستیابی به اهداف کمک می کند.

مثالهای مهارت برنامه ریزی:

  • مهارت های شناختی (Cognitive skills)
  • تطبیق پذیری (Adaptability)
  • توسعه کسب و کار (Business development)
  • تفکر انتقادی (Critical thinking)
  • انعطاف پذیری (Flexibility)
  • استدلال منطقی (Logical reasoning)

 

  1. استراتژی

مدیر استراتژیک شخصی است که می تواند ناکارآمدی ها را تشخیص داده و به سرعت راه حل های چالش ها را شناسایی کند. آنها همچنین می توانند قدم هایی را که هر یک از اعضای تیم برای غلبه بر موانع و تکمیل پروژه ها باید برداشته ، تشخیص دهند.

مثالهای مهارت استراتژی:

  • تفکر استراتژیک (Strategic thinking)
  • حل مسئله (Problem-solving)
  • حل تعارض (Conflict resolution)
  • خلاقیت (Creativity)
  • تفکر تحلیلی (Analytical thinking)

 

  1.  ارتباطات

برای هدایت موثر افراد و پروژه ها ، باید بتوانید نیازها و اهداف تجارت را درک کرده و این اطلاعات را از طریق یک دستورالعمل ساده و مستقیم به دیگران منتقل کنید. مهارت های ارتباطی به خوبی توسعه یافته اطمینان حاصل خواهد کرد که شما می توانید دقیق ترین اطلاعات را در زمان مناسب به افراد مناسب ترجمه کنید. ارتباط دهندگان عالی فعالانه گوش می دهند ، اطلاعات را به خوبی حفظ می کنند و آنها را به طور مثر به دیگران منتقل می کنند.

مثالهای مهارتهای ارتباطی:

  • گوش دادن فعالانه (Active listening)
  • همکاری (Collaboration)
  • ارتباط بین فردی (Interpersonal communication)
  • مذاکره (Negotiation)
  • متقاعد سازی (Persuasion)
  • سخنرانی عمومی و سخنوری (Public speaking)
  • ارتباط کلامی (Verbal communication)
  • ارتباط نوشتاری (Written communication)
  • مصاحبه (Interviewing)
  • ایجاد روابط (Building relationships)

 

  1.  سازمان

به عنوان مدیر ، باید همزمان بسیاری از کارها را سامان و رسیدگی کنید. غالباً ، این به معنای نظارت بر چندین جدول زمانی پروژه ها ، مهلت تعیین شده و رویدادهای تقویم مانند جلسات ، کنفرانس ها و سخنرانی ها است. مهارت های عالی سازمانی به شما کمک می کند در تا بر این امور مسلط باشید و استرس را کاهش دهید و از دست رفتن موقعی های زمانی حساس برای شما وهمچنین تیم شما جلوگیری می کند و اطمینان حاصل می کنید که می توانید به اطلاعات در صورت نیاز آسانتر دسترسی پیدا کنید. منظم ماندن باعث بهبود روند کار شما می شود و اطمینان حاصل می کنید که می توانید کارها را تا حد ممکن کارآمد و بهینه انجام دهید. همچنین شما مثالی عالی برای هر کارمندی خواهید بود که ممکن است با شما در ارتباط باشد و گزارشات منظم ارائه دهد.

مثالهای مهارتهای سازمانی:

  • تعیین هدف (Goal setting)
  • مهارت های اداری (Administrative skills)
  • مدیریت پروژه (Project management)
  • مدیریت زمان (Time management)
  • مدیریت مهلت ،موعد زمانی (Deadline management)
  • هماهنگی رویداد (Event coordination)
  • ثبت سوابق و اسناد (Recordkeeping)
  • برنامه ریزی (Scheduling)

نکاتی برای موفقیت در نقش مدیر

به عهده گرفتن سمت مدیریت می تواند فرصتی طلایی برای کمک موثر به یک سازمان ، پذیرفتن مسئولیت های جدید و رشد شغلی حرفه ای شما باشد. خواه برای اولین نقش مدیریت خود متقاضی باشید یا مدتی در موقعیت رهبری باشید ، رشد مهارتها  به شما کمک می کند تا به موفقیت برسید.

در اینجا سه نمونه که می توانید برای توسعه مهارت های مدیریتی ذکر شده در بالا انجام دهید ، آورده شده تا اطمینان حاصل شود که برای چالش های یک نقش جدید آماده هستید.

  1. به دنبال فرصت های رهبری باشید.

مانند تمام توانایی های حرفه ای ، مهارت های مدیریتی نیز تمرین می شوند. برای کمک به آماده سازی خود ، به دنبال فرصت هایی برای موقعیت فعلی خود باشید. به عنوان مثال ، داوطلب مدیریت پروژه ها و هدایت جلسات شوید. این می تواند به شما کمک کند تا زمینه های فرصت خود را شناسایی و بهبود ببخشید. به عنوان مثال ، تجربه هدایت یک پروژه ممکن است به شما کمک کند تا در تعیین هدف تیم کمبود تجربه داشته باشید. هنگامی که نقاط ضعف احتمالی را برجسته کردید ، می توانید وقت خود را صرف کار بر روی آنها کنید.

علاوه بر این ، استفاده از فرصت های کوچک رهبری در سمت فعلی به شما کمک می کند تا توانایی های خود را به سرپرست خود و سایر پرسنل ارشد که ممکن است بدنبال نامزدی برای پست های مدیریتی هستند ، نشان دهید.

  1. الگویی پیدا کنید.

در داخل و خارج از سازمان خود به دنبال رهبران عالی باشید و وقت بگذارید تا نحوه تعامل آنها با دیگران را مشاهده کنید. به ویژگی های شخصیتی که از خود نشان می دهند ، نحوه رفتار و واکنش ها تحت فشار و آنچه در مواجهه با چالش های پیچیده انجام می دهند ، بسیار توجه کنید. در نظر داشته باشید که از رهبر دیگری بخواهید برای پرورش استعدادهای مدیریتی ، شما را راهنمایی کند. اگرچه برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق زمان و تجربه لازم است ، اما مشاور رهبر موفق می تواند به شما کمک کند موانع و شرایطی را که ممکن است در هدایت تیم با آن روبرو شوید درک کنید.

  1. بازخورد بخواهید.

با توجه به اینکه ارزیابی از خود مهم است ، درخواست بازخورد از دیگران می تواند به شما کمک کند نقاطی را که در آن ضعف دارید ، شناسایی کنید. دفعه دیگر که ارزیابی کارمندان را انجام دادید ، از سرپرست خود در مورد سازمان ، برنامه ریزی و استراتژی ، ارتباطات و مهارت های مدیریت خود نظر بخواهید. هنگامی که نقاط قوت و ضعف خود را در این زمینه ها شناختید ، می توانید بهترین ویژگی های خود را توسعه داده و در زمینه های پوشش و برطرف نمودن ضعف های خود کار کنید. این به شما کمک می کند تا برای لازمه های نقش رهبری آمادگی کافی داشته باشید.

برای بسیاری از متخصصان ، دستیابی به موقعیت مدیریتی یک نقطه عطف در حرفه آنها است. داشتن تجربه رهبری در رزومه یا CV می تواند پتانسیل درآمد شما را افزایش دهد و به شما کمک کند تا نقش های ارشد بیشتری و بهتری کسب کنید. علاوه بر این ، توسعه مهارت های مدیریتی امروز شما را برای اداره انواع مسئولیت ها و غلبه بر چالش هایی که در سمت فعلی خود با آن روبرو هستید ، بهتر می کند ، حتی اگر هنوز در موقعیت رهبری قرار ندارید.

Leave A Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *